ابراهيم عاملي ( موثق )

164

تفسير عاملي ( فارسي )

و ضلالت جالب است و اين دسته نموداريهاى قدرت نفسانى و روانى بشر كه خوارق عادات و معجزات و كرامات مينامند بيكى از دو طريق براى اين گونه اشخاص فراهم مىشود . اوّل - به اين كه نفسى از نفوس بشرى از سوى ملكوت خود ياورى شده است ، و پيوسته مبادى عاليه ى آفرينش پشتيبان او هستند ، چنان كه گويند على ( ع ) فرموده است من در قلعه ى خيبر را بنيروى بشرى خود نتوانستم از جاى بكنم ولى بنيروى ملكوتى و دل و روان روشن از نور حقّ آن را بركندم و بدور افكندم . دوّم - به اين طور كه ملكوت اعلى و مبادى آفرينش به اجازه ى حقّ مطيع بعضى نفوس ملكوتى ميشوند و دعاى او را مستجاب ميكنند ، و آيات « لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ » تا آخر مىفهماند كه هر سه حالت و مزيّت براى ابراهيم فراهم شده است : اوّل - بجمله ى « جاءَتْ رُسُلُنا » حالت دوّم كه تجسم صور حقايق در متخيّله است براى او بوده است چون ملائكه را ديده است كه آمده‌اند . دوّم - بجمله هاى « قالُوا سَلاماً و إِنَّا أُرْسِلْنا » حالت اوّل براى او پيدا شده است كه كشف حقيقت است ، بوسيله ى شنيدن صدا ، زيرا سخن ملائكه را شنيده است كه به او بشارت داده‌اند . سوّم - نمودارى معجزه است به پشتيبانى ملائكه كه فراهم شدن فرزند از مرد و زن پير باشد و نابودى قوم لوط بوسيله ى اين جمله « أتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّه » تا آخر اين آيات : به اين جا تمام شد مطلب تأويلات در آيت سوره ى هوء « لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا » و در تأويل اين جمله ى ما « يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ » چنين گفته است : اين خواب يوسف از آن خوابها است كه در سوره ى هود گفتيم محتاج بتعبير است زيرا از عالم غيب بر نفس يوسف عرضه شده است كه چند نفس شريف براى او سجده كرد و فروتنى ، و آنها پدر و مادر و برادران او بودند ، لكن متخيّله اش آنها را به صورت ماه و خورشيد و ستارگان نمايش داده است . روح البيان : در هنگام خواب كه حواسّ ظاهرى آدمى از كار افتاده است اگر دلش از تيرگيهاى مادّى و خواسته هاى بدنى صاف بود پرده ى جلوگير از ادراكات